::ويژه جشن ملي چهارشنبه سوري ::
چهار شنبه سوری
سلام دوستان . اميدوارم حالتون خوب باشه . کمتر از يک هفته به آخرين سه شنبه سال مونده . همه می دونيد چه روزيه . نه !! آره !! کيه که ندونه . چهارشنبه سوری < ايول > اميدوارم به همه شما خوش بگذره . ديروز سوار تاکسی شدم راننده تاکسی شروع کرد از مراسم چهارشنبه سوری گفت : گفت آره پسرم زمان ما هيچ چيزی نبود مثل الان سيگارت و نارنجک وجود نداشت فقط تفريح ما روز چارشنبه سوری اين بود که از بيابون های تهران بوته بکنيم و شب از روش بپريم . ولی الان شما جوون ها هزار نو وسايل خطرناک درست می کنيد . آتيش درست می کنيد به ارتفاع دو يا سه متر . اون موقع فقط يه بوته کوچيک آتيش می زديم و بعدشم قاشوق زنی . خيلی جالب بود . پيرمرده از چهارشنبه سوری خودش کلی خاطره برای من تعريف کرد . به هر حال مواظب خودتون باشيد . درسته خوش می گذره ولی يه لحظه غفلت يه عمر پشيمونی نشه . قربون همتون . خوش باشيد .
تاريخچه کوتاهی از مراسم چهارشنبه سوری :
بر گزاری چهارشبه سوری که توی همه شهر ها و روستا های ایران
از مدت ها پیش مرسوم بوده به این صورته که شب آخرین چهارشبه سال
یعنی نزدیک به غروب روزسه شنبه بیرون از خونه آتیش روشن می کنند
و همه اهل خونه زن و مرد از روی آتیش می پرند و زمزمه می کنند ( زردی من
از تو سرخی تو از من ) و اون موقع هایی که مردم از ظرف های سفالی
استفاده می کردن بعد از خونه تکونی در این روز ظرف های سفالی و کهنه
خودشون مخصوصاً کوزه رو از آب پر می کردند و چند تا سکه هم در
اون می انداختن و از بالای پشت بام به کوچه مینداختن جالب تر از همه
مراسم فال گوش در این روزه که توی راه و گذر می ایستادن و نیت می کردن
و ازمضمون حرف مردم برای نیت خودشون تفال میزدند قاشق زنی هم که
حتماً معرف حضور همتون هست که معمولا مردم بخصوص خانم ها صورت خودشون
رو می پوشوندن و با قاشق به کاسه یا هر ظرف دیگه ای که صدا تولید کنه میزدن و
یا با کلید به در خونه ها میزدند و صاحب خونه هم معمولا شرینی ، میوه و یا پول
توی ظرف های اونها می ذاشته ..
برگرفته شده از تارنگار تاريخ، جشنها و زبان پارسی:
جشن سوری(چهار شنبه سوری) از جمله جشن های آريايی ، جشن های آتش است . امروزه تنها « جشن سوری » ، معروف به « چهارشنبه سوری » و نيز « جشن سده » برايمان به يادگار مانده است و در باره جشن های فراموش شده ی آتش ، به « آذرگان » در نهم آذر ماه و « شهريورگان » يا « آذر جشن » می توان اشاره داشت . آتش نزد ايرانيان نماد روشنی ، پاكی ، طراوت ، سازندگی ، زندگی ، تندرستی و در پايان بارزترين نماد خداوند در روی زمين است . مجموعه ی آيين های نوروزی از « جشن سوری » ( چهارشنبه سوری ) آغاز می شود و با آيين سيزده بدر نوروز به سر انجام خود می رسد . ( بهرام فره وشی ، ص 43 ) برخی را باور اين است كه با در نگر(نظر) آوردن واژه ی « چهارشنبه » كه بر آمده از فرهنگ تازی و سامی است ، پس « چهارشنبه سوری » ارمغانی از سوی تازيان است ، چرا كه همانگونه كه می دانيم ، در ايران باستان هر روزی نامی ويژه داشته است ( هرمزدروز ، وهمن روز ، اردوهشت روز ، شهروَر روز ، خرداد روز ، سروش روز ، مهر روز ، زامياد روز و … ) و نشانی از بخش بندی امروزين چهارهفته ايی و نام های آنان به چشم نمی خورد . اما می بينيم كه در ميانه سده چهارم هجری ، از اين جشن و چگونگی بر پايی و هنگام آن و نيز ديرينگی اش سخن به ميان است . برابر اين آگاهی كه در نسک(كتاب) تاريخ بخارای ابوبكر محمد بن جعفر نرشخی آمده ، در زمان منصور پسر نوح از شاهان سامانی ، در ميانه سده چهارم هجری ، اين جشن با شكوهی بزرگ برپا بوده و به نام « جشن سوری» ناميده می شده است . چون در روز شماری تازيان ، چهارشنبه و شب آن نحس و گجسته به شمار می رفته شب چهارشنبه ی پايان سال را با « جشن سوری » به شادمانی پرداخته و بدين گونه می كوشيدند تا نحسی و نا خجستگی چنين شب و روزی را بر كنار كنند . همچنين جاحظ در نَسَک خود با نام المحاسن و الاضداد (ص 277 ) به گجستگی(نا مبارک)چهارشنبه نزد تازيان اشاره می كند . منوچهری در اين روز مردمان را به شادمانی می خواند تا از نا خوبی و بد يمنی آن رها شوند . ( عبدالعظيم رضايی ، صص 119 –118 ) اما بر پايه ی پژوهش های انجام شده ، زمان باستانی « جشن سوری» را می توان در اين سه گاه باز جست : ۱. شب بيست و ششم از ماه اسفند ، يعنی در نخستين شب از پنجه ی كوچك ۲. نخستين شب پنجه ی بزرگ يا پنجه ی وه كه پنج روز كبيسه است و نخستين شب و روز « جشن همسپهمديم» (آخرين گاهنبار سالانه) ۳. ديدگاه سوم ، شب پايانی سال است كه ارجمندترين روز « جشن همسپهمديم» و جشن آفرينش انسان است . ( هاشم رضی ، ص 149 ) . افزون بر اين و بنا به سنتی كه برای برخی رويدادهای بزرگ و جشن های باستانی ، برابر نهادی اسلامی نيز بدست داده شده است ، آتش افروزی و شادمانی شب چهارشنبه ی آخر سال را برخی به قيام مختار ثقفی كه به خونخواهی حسين و فرزندانش قيام كرده بود ، نسبت می دهند : « مختار وقتی از زندان خلاصی يافت و به خونخواهی كشتگان كربلا قيام كرد ، برای اين كه موافق و مخالف را از هم تميز دهد و بر كفار بتازد ، دستور داد كه شيعيان بر بام خانه ی خود آتش روشن كنند و اين شب مصادف با چهارشنبه آخر سال بود و از آن به بعد مرسوم شد» ( محمود روح الامينی ، ص 50 ) . واژه « سوری » پارسی به چم(معنی) « سرخ » می باشد و چنان كه پيداست ، به آتش اشاره دارد . البته « سور » در مفهوم « ميهمانی » هم در فارسی به كار رفته است. بر پا داشتن آتش در اين روز نيز گونه ای گرم كردن جهان و زودودن سرما و پژمردگی و بدی از تن بوده است . در گذشته جشن های آتش كاملا" حالت جادويی داشته و بسيار بدوی بوده است . چگونگی اين جشن ، همسانی و مانندگی های فراوانی به جشن سده دارد . ( مهرداد بهار ، ص 233 ) استاد پورداود ، پس از بزرگداشت اين جشن باستانی ، به جستار(مبحث)ويژه ای اشاره دارد و بر اين باور است كه رسم پريدن از روی آتش و خواندن ترانه هايی همچون « سرخی تو از من ، زردی من از تو و … » از افزونه های پسا – اسلامی است و از ديدگاهی ، بی احترامی به جايگاه ارجمند آتش به شمار می رود . ( ابراهيم پور داود ، ص 75 ) اما به گفته يكی از دوستان به آسانی ميتوان اين نگره را رد كرد: نخست ديدگاه مردم ايران نسبت به آتش؛خوب يكی از جنبه های تقدس آتش پاك نمودن بيماريها و دور كردن ارواح خبيثه (به تعبير آن دوران) بوده است؛ برای نمونه در صورت سرايت طاعون رخت و ابزار بيمار را در آتش می ريختند تا از بدی ها پا ك شود؛ و ۱۰۰٪ اين بی احترامی به آتش بشمار نمی آيد. همين امروز هم رسم اسفند دود كردن و گرد خانه تاب دادن رايج است(برای زدودن شر و بيماری و چشم زخم)كه باز مانده از گذشته است؛ هم اكنون پريدن از روی آتش هم می توانسته با فلسفه پاك كردن نفس صورت گرفته باشد. دوم گذر سياوش از آتش؛ خب بايد ببينيم سيا وش چگونه از آتش گذشته است! فردوسی می گويد: ســیــاوش ســیــه را بــه تــنــدی بــتـــاخـــت نــشــد تــنــگ دل جــنــگ آتــش بــســاخـــت ز هــرســو زبــانــه هــمــی بـــركـــشـــیـــد كــســی خـــود و اســـپ ســـیـــاوش نـــدیـــد خب آتش انبوهی بوده و سياوش هم تيز از آن گذشته است؛ و می دانيم كه گامهای اسب ريخت پرش دارد؛ پس سياوش به آرامی ونرمی از آتش نگذشته است. برخی از آيين های جشن سوری بوته افروزی ، آب پاشی و آب بازی ، فالگوش نشينی ، قاشق زنی ، كوزه شكنی ، فال كوزه ، آش چهارشنبه سوری ، آجيل مشگل گشا ، شال اندازی ، شير سنگی ( توپ مرواريد ) و … (علی بلوك باشی ، صص 63 – 57 ، بهرام فره وشی ، صص 49-44) همچنين در جاهايی همچون شيراز ، كردستان و آذربايگان ، آداب و آيين ويژه و كهن تری وجود دارد . برای نمونه، سفره حضرت خضر ( ع ) و يا آب پاشی در سعديه كه ويژه ی شيراز است و يا سفره های خوراكی رنگينی كه در كردستان و آذربايگان آماده ميشود و نيز آيين آتش افروزی و شادمانی همگانی مردم . برخی را عقيده بر اين است كه « جشن سوری » ( چهارشنبه سوری ) با مراسم مربوط به بزرگداشت فروهر درگذشتگان نيز پيوند و بستگی دارد. البته استاد مهرداد بهار با اين ايده ی فرجامين همداستان نيست. ( مهرداد بهار ، ص 234 ) و در پايان اميد است که همه ی هم ميهنان گرامی با برپاداشتن اين جشن و جشنهای ديگر ايران زمين در راه کوشش برای پدافند(دفاع) و نگهداری از اين آيين های کهن گام بردارند.